ابو الحسن قزوينى

59

فوايد الصفويه ( فارسى )

به قدر مداخل آن ديار و زايد ( 89 ر ) بر آن هر ساله در هر محل از محال هندوستان كه خواهش فرمايند ، اجناس مرغوبه به اتمام رسانيده ، تحفهء بزم الفت و التيام گردد و به رسم ياد بود يك عدد صراحى مرصع به زمرد و ياقوت و يك عدد پياله با سرپوش و چند قبضه تفنگ و بعضى اجناس و امتعه گران بهاء كه به مصحوب مشار اليه تحفهء بزم حضور نموده بود ، به نظر اكسير اثر رسانيد . همچنين آمدن عمه و عم زادهء عبد الله قطب شاه پادشاه دكن در معموره خلد آئين دار السلطنت قزوين مراجعت از حرمين شريفين و به اشارهء و الا در حريم حرم با پردگيان آن مقام محترم همنشين شدند . درين سال سلطان مراد خان خواند كار روم به جهان جاودان شتافته و جلوس ابراهيم ، برادر وى بر اورنگ شاهى روم بود . درين سال خسرو غلام سلطان بلاغى را مكرر به مجلس همايون طلبيده ، به صحبت خود سرافراز فرمود . وقايع غريبه و سوانح عجيبه اين سال ، شاطرى بى نام و نشان [ ى است ] كه شباهت [ به ] درويش رضا داشت . مريدان درويش رضا دور او جمع شدند و آن شاطر نيز غنيمت دانسته ، آخر الامر به تيغ سياست رسيد . در سنه يك هزار و چهل و نه محمد آقا ايلچى خواند كار روم به درگاه خاقان هفت كشور رسيد . همچنين ايلچى والى باشى آچوق با پيشكش‌هاى لايق به درگاه آسمان جاه آمد . رفتن ابراهيم خان قاجار به سفارت ( 90 چ ) روم است . از غرايب سوانح كه در تابستان اين سال در حدود طبس كيلكى به وضوح پيوست ، وزيدن باد سموم بود كه از تقرير كهن سالان هرگز به وقوع نيامده بود . هم درين سال در دار السلطنت تبريز و ده خارقان دوازده هزار كس مرد و زن سر در مغاك خاك كشيدند . از غرايب ديگر ، شخصى از مردم آن قريه ديگر به دنبال روباه و خرگوش مىرود ، و جميع اهل ده خبر شده ، به دنبال آن دو گريز پا روان مىشوند . وقتى كه جملگى از ده كنار رفتند ، جميع ابنيه عاليه آن ده از